سه ماهگی نازدونم
سلام بر دختر گل خودم که الان در خواب ناز هستی و امیدوارم بذاری خاطراتتو ثبت کنم،کوچولوی خواستنی من روز به روز شیرین تر میشی ، تو ماه 3 خنده هات زیادتر شده و وقتی خوابتم بیاد بازم مهربون هستی و میخندی اما هنوز خیلی صدادار نمی خندی،دو سه روز هست یه حرف جدید یاد گرفتی من اووو میگم تو هم تکرار می کنی و بعدش می خندی فدات شم عزیزم، یه بازی دیگه هم اینه که صبحها که از خواب بیدار میشی مامانو بیدار نمیکنی و مشغول بازی با پرده اتاقت میشی، روش پرهست از عکس های بره بازیگوش و شمام کلی باهاشون بازی میکنی و ذوق میکنی و من از صدای بازیت بیدار میشم،خیلی دوسشون داری،آویزتم خیلی دوست داری ، عاشق اینی بغل مامان بشینی و تلویزیون ببینی،پستونک هم دیگه نمیگیری یسنایی من...دیگه اینکه تو این ماه اولین بار بردمت حموم و حسابی کیف داد و دیگه ترسم ریخت،اولین بار تو این ماه باهم رفتیم خرید، روز مادر بود و شما و بابایی منو بردید که برام کادو بخرید اما من همش چشمم به لباس و اسباب بازی و... برای شما بود و بالاخره هم برای شما لباس خریدم
هر چند بابا جونی فرداش تنهایی رفته بود بیرون و از طرف خودش و دختری برای مامان جونت کادو خریده بود،مرسی همسری مهربون و دختری عزیزم، البته امسال روز مادر خود شما بهترین کادوی من بودی و من اولین سالی هست که مامان شدم
ان شالله سال دیگه روز مادر همه اونایی که میخوان مادر بشن به آرزوشون برسن
دوستت دارم عزیزم ان شالله در پناه حضرت ابوالفضل همیشه سالم باشی


سه ماهگی نازدونم 

